حق الناس، ممانعت از بسته شدن درِ مترو

قبلاً در یادداشتی دیگر، به موضوع ارتباط حق الناس با بستن کمربند ایمنی اشاره ای داشتم. این یادداشت، وجیزه ای است شبیه همان، از نظرگاهی دیگر.

امروز که در قطار مترو ایستاده بودم، فردی را دیدم که دوان دوان از سمت پله های ایستگاه در حال نزدیک شدن به قطار است. هنوز حدود پنج متر با قطار فاصله داشت که درها بسته شدند اما آن مسافر تلاشش را ادامه داد… ظاهراً از شدت تکرار و تواتر این وضعیت، وی امید داشت که درها برایش باز شوند، یا دقیق تر عرض کنم «باز بمانند» و اتفاقاً باز ماندند! علت، ممانعت یکی از مسافرین داخل مترو از بسته شدن در برای رسیدن آن مسافر بود. یک لحظه به ذهن رسید که با این کار، همان یکی دو ثانیه وقتی هم که از آن همه مسافر داخل مترو تلف شد، به احتمال زیاد، عقاب خواهد داشت. بگذریم که اگر خود این حقیر هم جای آن مسافر داخل مترو بودم، ممکن بود همین کار را انجام دهم تا مثلاً سر صبحی مثقال ذره خیری حاصل نموده باشم، غافل از شرّ ملازم این «خیرنما»؛ و شاید حتی اگر جای آن مسافر بیرونی بودم، همان انتظار را می داشتم.

۲۱۹۳ بازدید از ابتدا ۵ بازدید امروز

این مطلب دارد بدون نظر

یک نظر بدهید


کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.