اخلاق در حمل و نقل یا نشانه های زوال اخلاق در حمل و نقل؟!

چندی بود از دل برآمده بود که نوشته ای هم بگذارم در باب اقتضائات اخلاقی حمل و نقل.

بهانه هایش را همیشه می دیدم. فقط حال نوشتن نبود. امروز تلنگری تازه آمد، تکانی داد و ناگزیرم ساخت دستی ببرم بر این قلم مجازی برای نگارش بخشی از چهره این فرشته خواستنی (اخلاق) و شاید سوگ مندانه، برای نگارش بخشی از چهره آن دیو ناخواستنی (زوال اخلاق).

تلنگر، تیتری بود با این عنوان: تاکسی های تهرانی کجا غیب می شوند؟!

و مضمونش، اجمالاً، این:

– در خیابان های پر مسافر هر غروب با این تصویر روبرو می شویم که مسافران سرگردان تا نیمه خیابان را اشغال کرده اند . اما خبری از تاکسی نیست واگر در میان خودروهای عبوری تاکسی هم گذر کند تنها وردی که می تواند آن را متوقف کلمه دربست است.

– صف های طولانی حاشیه خیابان در روزهای بارانی و سرد پاییز برای یافتن تاکسی ، تبدیل بیشتر تاکسی ها در روزهای پر مسافر به تاکسی دربستی مشکل قدیمی شهر است .

-تعدادی از این رانندگان تاکسی دو شغله هستند و تاکسی هایشان به مدت طولانی در روز غیر فعال است . این نوع رانندگان تنها منتظر مسافران دربستی هستند.

– برخی از نهادهای دولتی که امکان استخدامی ندارد به صورت پیمانکاری بخش حمل و نقل شان را ادره می کنند ۱۰ تا ۲۰ تاکسی را برای تردد های روزانه شان استخدام می کنند که این نوع فعالیت ها تخلف است با آن برخورد می شود.

– بیست درصد از تاکسی های تهران غیرفعالند.

– طرح ضربتی برای شناسایی تاکسی های غیر فعال که از پیش از مهر ماه آغاز شده است.

 

بسیار خوب.

امیدوارم خوانندگان این غمنامه بتوانند خودشان را به جای آن کارگر بیچاره ای بگذارند که به قول علمای حمل و نقل، مسافر ناگزیر (Captive) است و چاره ای جز استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی ندارد. باز هم امیدوارم مرزهای صحرای خیال خوانندگان، دست کم تا آنجا هم بروند که این را درک کنند که آن مسافر ناگزیر بینوای ایستاده در کناره خیابان اگر قرار باشد بهای اشتهای راننده تاکسی مهربان دربستی طلب را بپردازد، لازم است تقریباً یک بیستم درآمد ماهانه خود را برای همان یک سفر یک ساعته هدر دهد؛ و احیاناً اگر بخواهد چغربازی و پوست کلفتی کند، لازم است همان حدود پول را خرج سرماخوردگی متعاقب این چموشی سازد.

… آی راننده تاکسی لوتی! مصّبتو شکر! یادت باشد که یارانه پول بنزینت، با هر استدلال و توجیهی که بیاوری، از سفره همین بینوایان ناگزیر کسر شده است. بگذریم… دنیا بر همین منوال نمی چرخد.

راستی یادم آمد اصل جرقه این نوشته کجا به ذهن مفلوکمان خورد! در متروسواری های رایج این روزهایمان! دقیق ترش را بخواهید، همان وقت هایی که سالخوردگانی را می بینم که به سختی در مترو خود را سر پا نگه می دارند و جوانان موبایل به دست، نشسته بر اریکه های آبی رنگ مکنت و میمنت، لمیده اند و با وایبر و تلگرامشان ور می روند.

اخلاق در حمل و نقل

اخلاق در حمل و نقل

… آی جوان خوش هیکل! مصّبتو شکر! یادت باشد که سروت روزی به زیر باد خزان خواهد خمید، و با هر استدلال و توجیهی که بیاوری، وظیفه ات نگه داشتن حرمت بزرگ ترهاست. یادت باشد، اولین نشانه لوتی گری این است که اگر می بینی جا برای نشستن در اتوبوس و مترو کم است، اصلاً ننشینی! ننشینی تا آن که نیازمندتر است بنشیند. ننشینی، تا حتی برای سپردن جایت به پیرمرد خسته، تشکری هم نشنوی و نفس اماره ات را هم قدری مهار کرده باشی. باز هم بگذریم… در همیشه بر همین پاشنه نمی چرخد.

مصادیق پرشمار دیگری از زوال اخلاق حمل و نقلی، در اذهان همه هست، مانند:

– لایی کشیدن

– سبقت از سمت راست

– چراغ انداختن در چشم راننده جلویی

– انحراف به سمت خروجی فرعی در آخرین نقطه نزدیک به آن

– زورگویی شرکت های باربری و مسافربری و آژانس ها به رانندگان

– توقف بیست دقیقه ای در نزدیک ترین مکان ممکن به نانوایی برای خریدن سنگک پرخشخاش که نشانه تشخّص و برتری بعضی هاست، که به ایجاد صف طویل در خیابان می انجامد

– و …

 

نمی خواهم اطاله کلام کنم. قصدم، فقط تذکر این مقال پرملال بود برای طلب از همگان، برای مساهمت در ارتقای اخلاق، از جمله در اعمال و رفتارهای ترافیکی و حمل و نقلی.

 

۲۷۱۳ بازدید از ابتدا ۵ بازدید امروز

این مطلب دارد بدون نظر

یک نظر بدهید


کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.